
روز 5 دی ماه 1386 ساعت 6 بود که از کرج راه افتادم به سمت سالن وزارت کشور و فکرشم نمی کردم که تا ساعت 8 با اون ترافیک تهران به سالن برسم ، ولی در کمال نا باوری ساعت 7:25 رسیدیم به سالن وزارت کشور.
رفتیم داخل ، نه اونقدرم که فکر میکردم شلوغ نبود ، 2 هفته پیشش جمعیتی که برای احسان خواجه امیری اومده بودند اصلا قابل مقایسه نبود اون شب در سالن جای سوزن انداختن هم نبود (کنسرت احسان ) !
خلاصه یه دوری پایین سالن زدیم و در ساعت 7:50 رفتیم نشستیم رو صندلیمون ، سالن تقریبا خالی بود و مثل اینکه مردم قصد وارد شدن به سالن رو نداشتند ، هر 2 ، 3 دقیقه که میگذشت چند نفری میومدند داخل و سر جاهاشون مستقر میشدند . ساعت 8:10 شد نه مثل اینکه حالا حالا ها قصد شروع برنامه رو نداشتند ، حالا خوبه جشنواره بین الملی فجر بود . ساعت 8:30 دیگه کتمون رو گذاشتیم پشت سرمون تا 2-3 ساعت بخوابیم بلکه برنامه شروع بشه !!!!!!!!!!!
(در سایت که بلیط رو رزرو کردیم خیلی ریز یه گوشه نوشته بود با همراهی ریو گلسرخی و وقتی بلیط رو گرفتیم روش نوشته بود کنسرت مجتبی کبیری و ریو گلسرخی !)
فهمیدم که اون خواننده ی ایران موزیکی که سبکشم راک بوده هست چون غیر از اون هیچ ریو خواننده ای رو نمیشناختم و همونطور که میدونید راک ایرانی هم خیلی قشنگه ! (عجب دوره ای شده حداقل اسمشو می ذاشت پژو آخه ریو هم شد ماشین !)
بگذریم ساعت 8:30 نوازنده ها وارد سن شدند و بعد خواننده اومد روی سن ، مجتبی نبود ریو بود (ما گفتیم اول مجتبی میخونه بعد ریو، که میخواستیم ریو اومد روی سن سالن رو ترک کنیم ، ولی انگار مسئولین با خبر شدند و اول ریو اومد روی سن ) خلاصه بعد از اجرای اولین آهنگ کفت که عاشق مردم ایرانه ، البته مردم هم مجبتش رو بی جواب نذاشتند و دائما اون رو مسخره و بهش ابراز علاقه میکردند ، در همین حین دیدیم که نوازنده ی ویالون یکی از فامیلامونه و سرپرست گروه هم هست (آریا یکتاخواه) و تنها دلیلی که تونستم برنامه رو تحمل کنم حضور آریا بود .
ریو ول کن معامله نبود و در بین آهنگ ها از خودش نمک و شکر فراوانی می ریخت !
یه قطعه ی دیگر مونده بود که گفت تمام شما در قلب من جا دارید در این لحظه بود که صدای خنده ی تماشاچی ها از سالن بلند شد و خودشم که فهمید ضایع شده سریع به اجرای قطعه یآخر پرداخت .
آخیشششششششششششششش خدا رو شکر تموم شد !
در اخر برنامه گفت این اولین اجرای من بود و ممنون از مسئولین که سبب اجرای این کنسرت حرفه ای شدند و بعد چراغا روشن شدند ، ریو و دوستان به صحنه بدرود گفتند
مردم هم وقتی دیدند داره گیتارشو میگیره و میره با گفتن دوباره دوباره و خنده ، هر چه سریعتر خواستار خروج او از صحنه شدند !
و از مانیتور سالن شروع به پخش چند کلیپ از ایمان حضرتی کردند .
بعد از 20 دقیقه چراقا خاموش شد یعنی واقعا مجتبی میاد یا نه ؟
نوازنده ها اومدن یه آهنگ رو برای شروع نواختند .
و ....
شروع به نواختن آهنک مجتبی کردند ، بله آهنگ دلخوشی و مجتبی اوم روی سن : (حیف فردا که تموم کوچه ها و باغ و سبزن ...) در این لحظه بود که صدای مردم که دیگر حدود 95% سالن رو پر کرده بودند سالن رو به لرزه در آورد .
البته این شعر رو خیلی خوب اجرا نکرد هنوز صداش گرم نشده بود .نوازنده ی گیتار برقی یه پسر 18-19 ساله که تو جو وحشتناکی گیتار برقی رو میزد!
بعد این آهنگ 2 تا از آهنگ های آرومش رو به زیبایی هر چه تمام تر اجرا کرد و گفت چرا همه رفتین تو فکر حالا یه شعر شاد میخونم ببینم چه کار میکنید : (چنگی به دل نمی زنه این روزا عشق و عاشقی...) تمام سالن این شعر رو همراش خوندند .
شعر التماس مخملی رو اجرا کرد و در بینش گفت که بالایی ها مثل اینکه هیجانشون بیشتره با من شعرا رو میخونن از اینجا به بعد دیگه بالای سالنی ها تا آخر کنسرت تمام شعر ها رو خوندند .
دیگه آخرا همه بالای سالن رو صند لیاشون میرقصیدند .
مجتبی گفت میخوام یه شعر رو بخونم لطفا با من بخونین ، بله ساز مخالف ...
در پایان هم دو باره به در خواست مردم شعر التماس مخملی رو اجرا کرد .
ساعت 10:55 کنسرت تموم شد و مجتبی از مردم به خاطر استقبال خوب تشکر کرد .
در مجموع به غیر از چند باری که صدای مجتبی خروسک گرفت ! برنامه ی خوبی بود
من که خیلی خوشم اومد.
جشنواره موسیقی فجر در تاریخ ۴ و ۵ دی ماه در تالار بزرگ وزارت کشور
بااجرای مجتبی کبیری
